پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

482

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

دست مىآمد آنتونيوس بار ديگر اميد به لشكرهاى خشكى بست و كانيديوس كه فرمانده لگيونها بود و آن نااميديها را در كار سپاه دريايى مىديد اين زمان انديشه خود را تغيير داده مىگفت : بايد كلئوپترا را به مصر باز فرستاد و لشكرها را در خشكى به ثراكيا « 1 » يا ماكيدونى كشيد و در آنجا در خشكى كارزار نمود . زيرا ديكوميس « 2 » پادشاه گتاى « 3 » نيز وعده داده بود كه با سپاهى انبوه به يارى شتابد . در انديشه او هيچگونه عيب نداشت كه دريا به قيصر واگزارده شود . زيرا قيصر در جنگهاى خود بر سر جزيره سيليكيا كه زمان درازى برپا بود مهارت بسيار در جنگ بر روى آب به دست آورده بود و از آن سوى بسيار بىخردانه بود كه آنتونيوس كه در جنگ در خشكى يگانه سردار ماهر زمان بود و آن همه لشكرهاى انبوه ورزيده در كار جنگ خشكى زير فرمان داشت . از آن مهارت خود و سپاهيانش استفاده نكرده و لشكريان را از هم پراكنده و دسته‌دسته در كشتيها جاى دهد و آن را بيكاره و ناسودمند گرداند . با اين همه دليلها كلئوپترا سخن خود را درباره جنگ دريايى پيش برد و مقصود او از نخست آن بود كه همين‌كه جنگ در دريا آغاز شد و اندك نشانى براى شكست نمودار گرديد او روى برتافته بگريزد و هرگز انديشه فيروزمندى را نداشت . از آنجا كه لشكرگاه انتونيوس بود تا ايستگاه كشتيها در دريا و ديوار درازى كشيده بودند و اين براى آن بود كه آنتونيوس ايمن و آسوده از ميان آنها آمد و رفت نمايد . يكى از چاكران اين خبر را به قيصر داده چنين گفت كه به آسانى مىتوان آنتونيوس را از ميان آن دو ديوار بربود و قيصر كمين براى اين كار برگماشت ولى كمين اندكى زودتر برجسته و مردى را كه پيشاپيش مىآمد گرفتند خود آنتونيوس به دست نيافتاد و به هر سختى بود گريخته جان به در برد . و چون عزم را بر جنگ در روى آب استوار گردانيدند به همه كشتيهاى مصرى آتش زده تنها شصت كشتى را نگاه داشتند و از اينها نيز آنچه كه بهتر و بزرگ‌تر بود برگزيده بيست هزار تن از جنگجويان درست ابزار و دو هزار تن از تيراندازان را در آنها جاى دادند .

--> ( 1 ) . Thracia تراكيا آنجاست كه اكنون روميلى ناميده مىشود . ( 2 ) . Dicomes ( 3 ) . Cetae دسته از مردم باستان كه در اروپا نشيمن داشته‌اند ولى آنان را از تيره « سك » به شمار آورده‌اند .